كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
569
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
اصفهان باشند پيش يكديگر فرستند « 1 » و عهود را به ايمان مغلّظه مؤكّد ساخته هريك به معسكر خود بازرفتند و سلطان زين العابدين متوجه كازرون شد و شاه منصور از جانب ششتر به لرستان درآمده خرابى بسيار كرد چنانچه اكثر اهالى آنجا در جبال و قلاع متحصن شدند و به كازرون آمد به اميد آنكه زين العابدين و شاه يحيى به هم مشغولند او خود را در مملكت فارس اندازد . چون خبر مصالحه شنيد و سلطان زين العابدين نزديك رسيد با لشكر فارس قوّت مقاومت نديد . خدمتش را مجال توقّف نماند . سپاه او خانههاى درويشان كازرون را غارت و تاراج كرده از دواب و مواشى در حوالى و حواشى هيچ نگذاشتند و فرار اختيار كرد و سلطان زين العابدين به كازرون نزول فرمود و مجموع اهالى آنجا را به انعام و اكرام دلجويى نموده ، در ضمان فتح و اقبال ، متوجه مستقّر جلال گشت . اكابر دار الملك فارس به استقبال بارگاه آسمان اساس آمدند و مراسم نثار به جاى آورده تهنيت اين دو فتح نامدار گفتند . مولانا شمس الدين محمد حافظ شيرازى فرمايد . نظم خوش كرد ياورى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنى و چه شكرانه آورى در كوى عشق شوكت شاهى نمىخرند * اقرار بندگى كن و دعوى چاكرى ساقى به مژدگانى عيش از درم درآى * تا يك دم از دلم غم دنيا به در برى
--> ( 1 ) . حافظ ابرو : « مقرّر شد كه امير سيف الدين رمضان اختاجى ، كه از امراى بزرگ پادشاه سعيد شاه شجاع بود ، با منشورى به اسم حكومت سلطان ابو يزيد متوجه ابرقو شود و از جانب اصفهان ، خواتين و متعلقان امرا آنجا مانده بودند . از آن امير علاء الدين فرج بهادر و امير فخر الدين عبد الكريم . . . را روانهء دار السلطنهء شيراز گردانيد . »